چهارشنبه 23 خرداد 1403 - 12 Jun 2024
کد خبر: 36280
تاریخ انتشار: 1403/02/01 09:00

دخل به ریال، خرج به دلار

ناصربزرگمهر
دخل به ریال، خرج به دلار

به نام او که هرچه بخواهد همان می‌شود

بر احوال آن مرد باید گریست
که دخلش بود نوزده، خرج بیست
بود حال و احوال آن مرد زار
که دخلش ریال است و خرجش دلار

ظاهرا هموطن خوش‌ذوقی، شعر حضرت سعدی را به‌روز و درددل مردم را با این بیت و کاریکاتوری که نشان می‌دهد افزایش دلار چگونه سفره نان مردم را می‌بلعد، در دنیای مجازی منتشر کرده که بسیار مورد توجه قرار گرفته است.
در طول چند سال گذشته، به‌ویژه از زمان ارز معروف به جهانگیری، بارها درباره سیاست افزایش نرخ ارز توسط بانک مرکزی و تبدیل آن به ریال، برای پرداخت‌های دولت از قبیل افزایش حقوق و یارانه‌ها و گران شدن مسکن به‌عنوان مهم‌ترین رکن موتور اقتصاد کشور به فرماندهی بانک‌های دولتی و خصوصی برای جبران ضررهای هنگفت مدیریتی و وام‌های بلاعوض به خودی‌ها، تذکر داده‌ایم و صدها منتقد در رسانه‌های مختلف، تجزیه و تحلیل خود را ارائه کرده‌اند که متاسفانه هربار با بی‌توجهی دولتمردان و پاسخ‌های کلیشه‌ای و فرمایشی روبه‌رو شده‌اند.
امیدواریم در سال ۱۴۰۳ باتوجه به شعار جهش تولید با مشارکت مردم، دولتمردان به نظریات همین مردمی که رهبر معظم انقلاب بر آنها تاکید فراوان دارند و رسانه‌ها و اساتید دانشگاه‌ها و منتقدان توجه بیشتری کنند و یک بار هم شده از ماشین‌های سیاه‌شده خود خارج شوند و به بقالی سرکوچه بروند و از نانوایی، نان خود را در صف تهیه کنند و در بازار میوه و تره‌بار محله خود بدون محافظ و بادیگارد و تیر و تانک و تفنگ گشتی بزنند تا با بخشی از درد مردم آشنا شوند.
یادمان نرود که همین چند روز قبل، رهبری در سخنان‌شان، به «گرانی‌ها»، «بی‌ثباتی بازار»، «تنزل ارزش پول ملی» و «فاصله طبقاتی» به‌‌عنوان بخشی از «واقعیات تلخ اقتصادی» اشاره کردند و تاکید فرمودند که تاثیر خطاهای مسئولان بیشتر از مردم عادی است. ایشان در دیدار با مسئولان و کارگزاران نظام به‌صراحت فرمودند: انتظار بجای مردم این است که تصمیمات و اقدامات اقتصادی مسئولان در زندگی آنها اثر محسوس و ملموس داشته باشد. باید این انتظار برآورده و از «ظرفیت‌های انسانی» استفاده شود و مسائلی چون کم‌کاری، بی‌دقتی، کم‌انگیزگی، تلاش برای به‌دست آوردن محبوبیت و به‌ فکر مناصب بالاتر بودن را از جمله موانع درونی برشمردند.
رهبر معظم انقلاب به واقعیت‌های تلخ و شیرین در اقتصاد کشور اشاره کرده و فرمودند که بخش تلخ، بی‌ثباتی بازار است.
سال‌هاست که یکی از دغدغه‌های مهم ایشان مباحث اقتصادی است و همواره در این باره به کارگزاران گوشزد می‌کنند که امیدواریم این بار برای کارگزاران نظام تاثیر‌گذار باشد و گوشی برای شنیدن و انجام دادن وجود داشته باشد.
البته رئیس‌جمهوری هم در آغاز این دیدار آماری از جامعه ارائه کردند و به تحقق رشد اقتصادی و حمایت از دهک‌های پایین و افزایش دستمزدها و ساخت چند میلیون مسکن و کاهش تورم اشاره داشتند که یکی از علل این‌گونه گزارشات را می‌توان ارائه اطلاعات غلط کارگزاران دولتی برای همان حفظ میز و مقامی دانست که رهبری بر آن تاکید کردند.
مگر می‌شود جزئی از این مردم بود و بی‌ارزشی پول ملی و گرانی نان و پنیر و شیر و گوشت و میوه و سبزی و سیب‌زمینی و پیاز و تاکسی و تخمه و گردو و چلوکباب و تخم‌مرغ و ساندویچ و کنسرو و شورت و جوراب و پوشاک و ماشین و طلا و ارز و سکه و مسکن را ندید؟
بر فرض اینکه باور کنیم که رئیس‌جمهوری و وزیر و وکیل و سایر مقامات، فرصت بین مردم بودن را به هزار دلیل ندارند و هرگز برای خود و خانواده خریدی نکرده‌اند، آیا روابط‌عمومی‌های این مقامات هم اطلاعی از این همه گزارش مردمی و یادداشت‌های رسانه‌ها و فریاد بازنشستگان در سراسر کشور که با تصویر در دنیای مجازی پخش می‌شود، ندارند؟
آقای رئیس‌جمهوری تا کی می‌خواهند گزارش‌های ساختگی بعضی از مقامات دولتی در حوزه پیشرفت و کاهش تورم را باور کنند؟
امروز دیگر مردم عادی کوچه و بازار هم می‌دانند که دست‌اندرکاران اقتصادی، توانایی و سواد لازم را ندارند و تغییر مدیر بانک مرکزی و استفاده از همان دایره تنگ راه به جایی نمی‌برد.
این آقایان دکترا با معدل نوزده‌وخرده‌ای به درد همان کلاس‌ها و اساتیدی می‌خورند که کنکور نداده و مکتب نرفته، مدرک گرفته‌اند، وگرنه یک صراف پیاده‌رو خیابان فردوسی، شاید توانایی اداره بانک مرکزی را بهتر از شرایط امروز این بانک سرنوشت‌ساز داشته باشد.
آقای رئیس‌جمهوری، اقتصاد شما با سیاست خارجی و ایدئولوژی داخلی چنان گره خورده که تفکیک بدون یک جراحی سخت و پیچیده به‌دست جراحی مبرز و توانمند با اذن رهبری امکان‌پذیر نیست.
اقتصاد، علمی مستقل، مثل قوه قضاییه که جنابعالی در آن حضور داشته‌اید، است.
اقتصاد باید بتواند کار خودش را به‌تنهایی انجام دهد و سیاست و ایدئولوژی هم به آن کمک کنند؛ نه آنکه مانع باشند.
باید اقتصاد از رانت‌های بانک‌ها و خصوصا اتاق‌های بازرگانی، خصولتی‌ها، بنیادها و دخالت‌های ده‌ها سازمانی که شما بهتر از من می‌دانید، دور شود تا سرنوشت سفره این مردم به جیب گشاد طمع‌ورزان گره نخورد.
آقای رئیس‌جمهوری، سخنرانی‌های خودتان را در دوران انتخابات به یاد آورید؛ نمی‌شود هر روز صبح که بیدار می‌شویم، دلار گران‌تر و پول ملی بی‌ارزش‌تر شود. کاری اساسی نیاز است.


کپی لینک کوتاه خبر: https://rouzegaremadan.ir/d/3eg5r9